تبليغاتX

بهترین سازنده کدهای جاوا

شراب خواب


 

نوشته شده توسط فاطمه در شنبه پانزدهم تیر 1387 ساعت 1:27 موضوع | لینک ثابت


سلام

نمی خواهم سرو

نمی خواهم کاج

نمی خواهم بلوط باشم

                                        علفزارها سلام!

نه جبرئیل

              نه سیمرغ

                             نه هما

                                        گنجشک ها سلام!

حتی دریا ، حتی موج             حتی ابر ، آسمان ،خورشید                 کوچه های کوچک تردید سلام!

 


 

نوشته شده توسط فاطمه در شنبه پانزدهم تیر 1387 ساعت 1:9 موضوع | لینک ثابت


شبی از شبها

شب است.ماه تمام نور خود را بی دریغ به زمینیان می بخشد.سگی در دور دست از پشت غبار شب نغمه ی تنها یی اش را در نجوایی شیرین فریاد میزند. تاریکی در کوچه ها پرسه می زند و برای همه ی مردم شهر لالایی عاشقانه میخواند .

همه خوابند در پشت مهی از خسته گی ها و دست نوازشگر شب برای آنها هدیه ی آرامش به ارمغان آورده و تو در آن سوی لحظه های پر حسرت من نشته ای و نظاره گر آرزوهای منی. رویاهایم را کنار هم می چینی و گاهی همه آنها را یکجا به دستان غارتگر باد می سپاری اما ... نمی دانی که بزرگترین رویای من ، دست نیافتنی ترین آرزوی من تویی ! خود را چه میکنی ؟ عشق من همیشه یک گام از غرور تو جلوتر است. پس چرا از فاصله ها بترسیم. تو همیشه کنار منی گاهی در رویاها و گاهی با آرزوها.

تو اینجایی گر چه فرسنگها از اینجا دوری.


 

نوشته شده توسط فاطمه در شنبه پانزدهم تیر 1387 ساعت 0:59 موضوع | لینک ثابت